دانلود مقاله درباره وهابيت
صفحه اصلی بازاریابی و همکاری در فروش راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » معارف اسلامی  »  دانلود مقاله درباره وهابيت

دانلود مقاله درباره وهابيت

دانلود مقاله درباره وهابيت

مقدمه
از آغاز پيدايش اسلام دو گروه از پيشرفت سريع اين آيين آسماني جلوگيري کرده اند ،نخست دوستان غافل و ديگر دشمنان عاقل . دشمناني که در ميدان جنگ نتوانستند بار سنگين نبرد را تحمل نمايند ،به لباس دوستي در آمدند و بيش از دشمن جنگي برپيکر اجتماع متحد اسلامي ضربه زدند.
ابوسفيانٍ جنگجو که با نيروي عظيم جاني و مالي در نبردهاي پياپي از نيروهاي اندک مسلمانان شکست خورد ،خود و پيروانش با تظاهر به اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان به انکار وحي و پيامبري پرداختند و همراه با يهوديان شکست خورده نقش خويش را اجرا کردند و کودتاي اسفبار تاريخ اسلامي را به وجود آوردند و خشت اول بنا را کج نهادند تا کار به انقلاب عمومي مسلمين و قتل عثمان منجر گرديد.
معاويه ،همجوار مسيحيان شکست خورده ،جوياي نام ونشان و با حالت انتقامي شديد از بني هاشم به دنبال فرصت مي گشت .تلاقي دو هدف :اتحاد نا مقدس معاويه و سياست روم کار را به آنجا کشانيد که کشيش ،هانري لامانس بسيار از معاويه تعريف و تمجيد کند و بگويد :جا دارد که مسيحيان مجسمه هاي زرين معاويه را در ميدانهاي اروپا نصب کنند.
آري معاويه و فرزندش دو جاسوس زبردست براي غرب بودند و از منويات دشمن و راهنماييهاي سرجون مسيحي به خوبي در جهت انهدام کاخ با عظمت اسلام بهره مي گرفتند .نه تنها در صدر اسلام بلکه در همه اعصار و نيز قرون اخير اين دشمنان دوست نما ،به اجراي نقشه هاي شوم خويش در کشورهاي اسلامي مشغول بوده اند.
از اين گروه در قرنهاي اخير افراد زير را مي توان نام برد:
مستر همفر ،سر ادواردگري ،سر سيد احمد خان ،سر ملکم خان ،سر عباس افندي،کينياز دالگورکي،و غلام احمد قادياني که ماموريتهاي هر کدام پيامد هايي براي ملتهاي اسلامي داشته است و آثار ويرانگر آنها هنوز گريبانگر جوامع ماست.
براي مثال کينياز دالگورکي نطفه حرامي به نام بابيت را به وجود آورد که با انشعابهاي مختلف با نامهاي ازلي ،بهايي ،بياني ،مرآتي و غيره در دامن انگلستان پرورش يافت .امپرياليسم آمريکا نيزاز اين مولود چند پدر بهره برداري مي کند .براي روشن شدن ارتباط سه جانبه اين حزب بيگانه پرست به کتابهاي خودشان مراجعه مي کنيم:
در مورد ارتباط آنان با روسيه،شوقي -نوه عباس افندي –در قرن بديع مي گويد :«در زرگنده ميرزا مجيد شوهر همشيره مبارک که در خدمت سفيد روس پرنس دالگورکي سمت منشي گري داشت آن حضرت (بهاءا…) را ملاقات و ايشان را به منزل خويش – که به منزل سفيد متصل بود –رهبري و دعوت نمود… سفيد روس از تسليم حضرت بهاءا… امتناع ورزيد .» و در رساله ايام تسعه مي گويد :«سفير روس به صدر اعظم ايران نوشت :بايد حضرت بهاءا… را از طرف من پذيرايي کني و در حفظ اين امانت کوشش نمايي ،و اگر آسيبي به بهاءا… برسد شخص تو مسؤل سفارت روس خواهي بود.»
در مورد وابستگي به انگلستان در کتاب خطابات در انگلستان مي گويد :«آمدن من به اينجا سبب الفت بين ايران و انگلستان است .نتيجه به درجه اي مي رسد که به زودي افرادي از ايران جان خود را براي انگلستان فدا مي کنند… .»
و در اظهار علاقه به آمريکا ،در کتاب خطابات مي گويد :«از براي تجارت و منفعت آمريکا مملکتي بهتر از ايران نه؛چه ايران تمام ثروتش زير خاک پنهان است .اميدوارم که آمريکا سبب شود که آن ثروت آشکار گردد.»
اين گوشه اي از وابستگي مسلک ساختگي بابيگري و بهاييگري به سياستهاي خارجي است که به روشني در کتابهاي خودشان نيز آمده است .به همين طريق مي توان به چگونگي پيدايش فرقه هاي ديگر در قلب کشورهاي اسلامي پي برد .از جمله غوغاهايي که وهابيها به وجود آوردند .انتشار و گسترش مذهب وهابيت با جنگ و خونريزي و غارت و تجاوز به مال و ناموس مسلمانان همراه بوده است .پيشوايان اين مذهب اختراعي و جديد التأ سيس براي اينکه بتوانند در ميان ساير مذاهب جايي براي آيين نوپاي خود باز نمايند و ساير مذاهب کهن را از صحنه خارج کنند، به بهانه هاي واهي ،عقايد ساير مسلمانان را باطل دانستند و به آنان نسبت کفر و شرک دادند.
وهابيان در آغاز تعدادي از دانشمندان خود را به مکه و مدينه فرستادند تا با علماي بزرگ اسلامي که در آن دو شهر حضور داشتند ،بحث کنند و عقايد خود را بيان نمايند ،دانشمندان مکه و مدينه چون سخنان اين گروه را شنيدند و در مورد آن بررسي کردند،به کفر آنان حکم نمودند و از آن پس از ورود وهابيان به مکه براي انجام فريضه حج جلو گيري کردند.
با برقراري پيوند شوم ميان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود و انجام جنگها و خونريزيهاي فراوان ، قدرت آل سعود بر شبه جزيره عربستان تثبيت شد و مذهب وهابيت در اين کشور رسميت يافت .کشف مخازن زير زميني نفت و استخراج و فروش آن ، پشتوانه اقتصادي مناسبي براي تحکيم قدرت آل سعود و نفوذ و گسترش وهابيت فراهم ساخت ،به طوري که امروزه اين مذهب باطل ،گذشته از عربستان ،پاکستان و افغانستان ،در کشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق و نيز کشورهاي آفريقايي و حتي در بخشهاي شرقي و جنوبي ايران در حال گسترش است . گروههاي فتنه گر و فاسد سپاه صحابه و طالبان که براي چندمين بار آتش جنگ خانمان سوز وبنيان برانداز را در کشور اسلامي افغانستان شعله ور ساختند و باعث شدند چهره اي نا پسند و غير عقلاني از اسلام در معرض ديدگان جهانيان قرار گيرد ،نيز مولود وهابيت عربستان و پاکستان است.
در اين تحقيق پيدايش وهابيت و چگونگي گسترش اين مسلک ،درگيريها و ويرانگريها ي وهابيان و نيز رد باورهاي آنان مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مروري بر شرح حال محمدبن عبدالوهاب
او محمدبن عبدالوهاب بن سليمان تميمي ،در شهر عيينه از شهرهاي منطقه نجد ديده به جهان گشود. فقه را بر اساس مذهب احمدبن حنبل فرا گرفت .از کودکي سخناني مي گفت که به گوش مسلمانان آشنا نبود .به مکه و بعد مدينه سفر کرد .و از سال 1143 ه .ق آراء خود را بطور محدود بيان نمود .در مدينه نزد شيخ عبدالله بن ابراهيم سيف به درس خواندن مشغول شد و به کمک خواستن مردم از پيامبر (ص) در کنار قبر آن حضرت اعتراض کرد. سپس به سوي نجد کوچ کرد .آنگاه به بصره رفت ،به قصد شام .چون به بصره رسيد ،مسلمانان از ورودش آگاه شدند و او را از شهر بيرون کردند.
پس از مدتي به شهر حريمله نجد رفت .پدرش عبدالوهاب در اين شهر زندگي مي کرد .محمدبن عبدالوهاب به انکار باورهاي ديني نجديان پرداخت . پدرش او را از اين کار باز مي داشت ،او نمي پذيرفت ،تا اينکه پدر از دنيا رفت .پس از مرگ پدر ،در بازگو کردن عقيده خود و اعتراض بر مسلمانان جرأت پيدا کرد .برخي افراد فرومايه از او پيروي کردند تا صداي مردم بلند شد و تصميم به کشتن وي گرفتند.او به قصد شهر عيينه بيرون آمد.در آن زمان امير عيينه ،عثمان بن احمد بن معمر بود.
محمدبن عبدالوهاب ،عثمان بن احمد را به وعده حکومت نجد فريفت .عثمان به ياري او بر خاست و او نيتهاي خود را آشکار نمود و قبر زيدبن خطاب را خراب کرد.کار او بالا گرفت و خبر به حاکم احسا و قطيف -سليمان بن محمدبن عزيز -رسيد .سليمان نامه اي به عثمان نوشت و دستور کشتن او را داد . عثمان مطلب را به اطلاع پسر عبدالوهاب رسانيد و دستور داد شهر را ترک کند.وي از شهر خارج شد و به سوي درعيه رفت ،در سال 1160 ه.ق
درعيه جايي است که مسيلمه کذاب از آن جا خروج کرد و به فساد و تبه کاري پرداخت .امير درعيه ،محمدبن مسعود – يکي از اجداد خاندان مسعودي-از قبيله عنيزه بود .محمدبن عبدالوهاب او را به واسطه همسرش و به طمع چيرگي و پيروزي بر شهرهاي نجد فريفت ؛پس هر دو با هم بيعت کردند که خون مسلمانان را بريزند و نام آن را جهاد في سبيل الله بگذارند.
محمدبن مسعود لشگرهايي را براي ياري او و ترويج مرامش گردآوري و مهيا نمود تا کار او تثبيت شد . بعد به سران و قاضيان شهرهاي نجد نامه نوشت و آنها را به اطاعت و پيروي از او دعوت کرد . گروهي پذيرفتند و برخي پاسخ نگفتند .لشکري از اهل درعيه مهيا نمود و با آنان که دعوت او را نپذيرفتند به نبرد پرداخت و هرکس از مسلمانان را که با او مخالفت مي نمود از ميان برداشت ؛تا عده اي از روي رغبت يا اکراه سر به فرمان او نهادند.در پايان ،حکومت سرزمين نجد با شمشير و چيرگي بطور کامل به دست خاندان سعودي افتاد ؛و در سال 1206 ه. ق محمدبن عبدالوهاب در گذشت.
آيين نوپاي او باقي ماند و حکومت سعودي به حمايت از آن پرداخت ،با مسلمانان کارزار نمودند و کشتند و ويران کردند و سوزاندند .در شهرها و در ميا ن بندگان خدا به فساد و تبهکاري پرداختند و بدبختي و پريشاني براي مسلمانان بر جاي گذاشتند .در اين مدت حتي يک نفر خارج از دين را نکشتند ؛بلکه تمامي کشته شدگان ،مسلمان و يکتا پرست بودند و شهادت برلااله الا الله و محمد رسول الله مي دادند .تنها گناه آنان اين بود که آيين ساختگي و جديد محمدبن عبدالوهاب را باور نداشتند.

ريشه يابي پيدايش گروه وهابيت
بهترين سند پيدايش اين گروه کتاب خاطرات مستر همفر جاسوس بريتانيا در کشورهاي اسلامي است .مستر همفر شيطاني نيرنگ باز بود که با نقشه هاي خويش توانست محمدبن عبدالوهاب را به خدمت بگيرد و او را براي اجراي توطئه شوم وزارت مستعمرات انگليس ،آلت دست قرار دهد.
مستر همفر مي گويد: “از سوي وزارت مستعمرات انگليس سندي در اختيار من گذاشتند که در آن برنامه هايي براي درهم کوفتن اسلام و مسلمانان در مدت يک قرن آمده بود به گونه اي که پس از آن از اسلام تنها نامي باقي بماند .اين سند چهارده بند داشت:
1-همکاري با روسيه براي تسلط بر منطقه مسلمان نشين خاور.
2- تعاون و همکاري با فرانسه و روسيه براي سرکوبي کشورهاي اسلامي از داخل و خارج.
3- ايجاد اختلاف ميان دو کشور بزرگ اسلامي ايران و امپراطوري عثماني.
4- تجزيه کشورهاي اسلامي و واگذاري بخشهايي از آن به غير مسلمانان :مدينه به يهوديان ،اسکندريه به مسيحيان ،يزد به زرتشتيان پارسي ،عماره به صائبان ،کرمانشاه به علي اللهي ها ،موصل به يزيديها ،خليج فارس به هندوها ،طرابلس به دروزي ها ،قارص به علويها ،و مسقط به خوارج.
5- ايجاد حکومتهاي کوچک خود مختار در دولت هاي ايران و عثماني.
6- ايجاد مذاهب نوظهور در ميان شيعه و اهل تسنن.
7- پراکندن فسادهايي چون :زنا ،لواط ،قمار و ميگساري در ميان مسلمانان .
8- تلاش براي گماشتن حاکمان فاسد در کشورهاي اسلامي که در اختيار وزارت باشند و اگر غير مسلمان باشند بسيار بهتر است .
9 – جلوگيري از توسعه لغت و زبان عربي و ترويج زبانهاي سانسکريت ،فارسي ،کردي و پشتو و لهجه هاي محلي عربي .
10- گماردن جاسوسان و مستشاراني بر فرمانروايان کشورهاي اسلامي .
11- اعزام مبلغين و مسيونرهاي مسيحي به عنوان پزشک ،مهندس ،حسابدار و مانند آن به کشورهاي اسلامي .
12- سست کردن عقيده دختران و پسران مسلمان و ترويج فساد در ميان آنها به وسيله مدارس ، باشگاهها ،نشريات و دوستان غير مسلمان.
13- ايجاد جنگهاي داخلي در کشورهاي اسلامي ،تا مال و نيروي مسلمانان تباه شود و انديشه پيشرفت و همبستگي را از سر بيرون کنند.
14- در هم شکستن اقتصاد مسلمانان از طريق نابود ساختن کشاورزي ،انهدام سدها ،قناتها و تلاش براي گسترش بيکاري ” .
بنابراين همفر به کشورهاي اسلامي براي تحقق اهداف شوم بريتانيا سفر نمود .و بعد از سالها زندگي در کشورهاي عثماني،عراق،ايران با رسم و رسوم و آداب اسلامي به خوبي آشنا شد و قرآن را فرا گرفت و به سه زبان ترکي وعربي و فارسي مسلط شد .و بالاخره توانست بعد از ممارستهاي فراوان با شخصي آشنا شود که مي توانست او را به اهدافشان برساند و اين شخص عبدالوهاب بود.
آشنايي مستر همفر با عبدالوهاب را از زبان خودش بشنويم:
«در آن مغازه بود که با جواني آشنا شدم . وي به آنجا رفت و آمد مي کرد . سه زبان ترکي ، فارسي و عربي رامي دانست و جامه طلبه ديني را در بر داشت. نامش ،محمد بن عبدالوهاب بود. او جواني بسيار بلند پرواز و تندخو بود و از حکومت عثماني انتقاد مي کرد ،اما به حکومت ايران کاري نداشت … . او براي مذاهب چهارگانه اهل تسنن نيز جايگاهي نمي شناخت و مي گفت خدا دستوري بر اين امور نداده است … .
اين جوان بلند پرواز ،محمد ،فهم خود را از قرآن و سنت تقليد مي کرد و نظرات بزرگان را ،نه تنها بزرگان زمان خود و مذاهب چهارگانه ،بلکه آراي ابوبکر و عمر را به نقد مي کشيد ،و اگر نظرش با نظرات آنها متفاوت بود گفته هاي آنان را به چيزي نمي گرفت .وي ميگفت پيامبر گفت من کتاب و سنت را در ميان شما مي گذارم و نگفت کتاب ،سنت ، صحابه و مذاهب را .بنابراين پيروي از کتاب و سنت واجب است ؛مذاهب و صحابه و بزرگان هر نظري مي خواهند داشته باشند … . »
« من اما گمشده اي را که در جستجويش بودم يافتم ،محمد بن عبدالوهاب .بلند پروازي ،آزاد انديشي ،نا خشنودي از عالمان زمان و نيز استقلال رأي ، مهمترين نقطه هاي ضعف او بودند که مي شد از آنها سود جست و وي را در اختيار گرفت. …»
« قوي ترين روابط و پيوند را با محمد ايجاد کردم و همواره در او مي دميدم و مي گفتم تو موهبتي بزرگتر ازعلي و عمر هستي و اگر پيامبر اکنون زنده بود تو را به جانشيني خود بر مي گزيد و آنها را رد مي کرد و همواره به او مي گفتم :اميدوارم اسلام به دست تو احيا شود ،و تو يگانه فردي هستي که مي تواني اسلام را از اين پرتگاه نجات بخشي .تصميم گرفتيم که تفسير قرآن را با محمد در پرتو انديشه هاي ويژه خودمان مورد گفتگو قرار دهيم ،و نه در پرتو دريافت صحابه ،مذاهب و بزرگان .قرآن را مي خوانديم و در مورد برخي از مسايل آن گفتگو مي کرديم ،من مي خواستم او را در دام بيندازم و او نيز با قبول نظرات من در اين انديشه بود که خويشتن را به عنوان مظهر آزاد انديشي جلوه دهد و بيش از پيش اعتماد مرا جلب کند … .
« يکبار با شيخ در مورد روزه گرفتن سخن مي گفتيم ، به او گفتم قرآن مي گويد « اگر روزه بگيريد براي شما بهتر است .»(1) و نگفته بر شما واجب است .روزه از ديدگاه اسلام مستحب است و نه واجب(2) .اما او در برابر اين نظر ايستاد و گفت :” محمد !تو مي خواهي مرا از دينم بيرون بري ” به او گفتم وهاب! دين :پاکي دل ،سلامت روان و تجاوز نکردن به ديگران است ،مگر پيامبر نگفت “دين دوست داشتن است” ،و مگر خدا در قرآن کريم نگفته :”خدايت را پرستش کن تا به يقين برسي “(3).اگر انسان به خداوند و روز بازپسين يقين پيدا کند ،خوش قلب و نيک رو باشد ،برترين مردم است ،اما او به نشانه عدم پذيرش و از سر ناخشنودي سر تکان داد.نوبتي ديگر گفتم “نماز واجب نيست”او پرسيد چگونه ؟گفتم زيرا خدا در قرآن مي گويد :”نماز را براي ياد من بپاي دار”.(4) بنابراين منظور از نماز به ياد خداي متعال بودن است و تو ميتواني به جاي نماز تنها به ياد خدا باشي .(5) وهاب گفت بله ،شنيده ام که برخي عالمان در وقت نماز به جاي آن،ياد خداي متعال کرده اند .

دانلود مقاله درباره وهابيت

قیمت : 5000 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]









تبلیغات