دانلود تحقیق فضا در معماری
صفحه اصلی بازاریابی و همکاری در فروش راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » مقاله  »  دانلود تحقیق فضا در معماری

دانلود تحقیق فضا در معماری مقاله فضا در معماری مکان و فضا در معماری دانلود مقاله فضا در معماری چکیده مقاله فضا در معماری مقاله فضای مابین در معماری مقاله در مورد فضا در معماری تعریف فضا در معماری مفهوم فضا در معماری انواع فضا در معماری کیفیت فضا در معماری روانشناسی فضا در معماری نقش فضا در معماری مقاله فضا در معماری نقش فضا در معماری ایران تعریف فرم و فضا در معماری فضا در معماری ایرانی

Space in Architecture

 

موضوع : تحقیق فضا در معماری

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه …………………………………………………………………………………….. 1
1-فضا چيست ؟ …………………………………………………………………………. 3
2-انواع فضا : …………………………………………………………………………….. 6
2-1-فضاي رياضي و فضاي ادراكي ………………………………………………….. 6
2-2-فضاي روز و فضاي شب …………………………………………………………. 7
2-3-فضاي عمومي و فضاي خصوصي ………………………………………………. 8
2-4-فضاي مابين ………………………………………………………………………… 9
2-5-فضاي تهي …………………………………………………………………………. 9
3-عناصر فضا …………………………………………………………………………… 11
4-فضاي معماري چه نوع فضاي بايد باشد؟ ………………………………………… 13
فهرست منابع ……………………………………………………………………………. 20

مقدمه :
وابستگي انسان به فضا ، ريشه هاي عميقي دارد . اين دلبستگي از نياز به درك روابط اجتماعي انسان ، جهت كسب مفهوم و فرمانروايي بر دنياي حوادث و رويدادها سرچشمه مي گيرد . بشر بين خود و اشياء رابطه ايجاد مي كند . بدين معني كه وي خود را به طريق فيزيولوژي با اشياء وفق داده و ايجاد سازگاري مي كند . چون حركات بشر در فضا انجام مي شود ، لذا فضا بيان كننده وجه ويژه اي از ايجاد ارتباط ميان انسان ها و ميان انسان ها و محيط نبوده بلكه صورتي است جامع از هرگونه ايجاد ارتباط و دربرگيرنده آن . بنابراين مي توان بر اين نكته تاكيد كرد كه فضا فقط يك جنبه از ايجاد ارتباط كلي است .
در عهد باستان دو نوع تعريف ، مبتني بر دو گرايش فكري براي فضا يافت مي شود : تعريف افلاطون كه فضا را همانند يك هستي ثابت و از بين نرفتني مي بيند كه هر چه به وجود آيد در داخل اين فضا جاي دارد .
تعريف ارسطويي كه فضا را به عنوان Topos يا مكان بيان مي كند و آن را جزئي از فضاي كلي تر مي داند كه محدودة آن با محدودة حجمي كه آن را در خود جاي داده است ، تطابق دارد . تعريف افلاطون موفقيت بيشتري از تعريف ارسطو در طول تاريخ پيدا كرد و در دورة رنسانس با تعريف نيوتن تكميل شد و به مفهوم فضاي سه
بعدي و مطلق و متشكل از زمان و كالبدهايي كه آن را پر مي كنند درآمد .
دكارت بر خصوصيات متافيزيكي فضا تاكيد دارد ، ولي در عين حال با تاكيد بر فيزيك خالص و مكانيكي اصل سيستم مختصات راستگوشه را براي قابل شناسايي كردن وسعت ها به كار برد .
بعد از رنسانس به تدريج مفاهيم فضا از موجوديت واقعي آن جدا و بيشتر به جنبه‌هاي متافيزيكي آن توجه شد ، ولي در زمينه هاي علمي ، فضا مفهوم مكاني بيشتري را پيدا كرد .
در طراحي معماران كوشش معماران همواره براي خلق فضاهاي مطلوب و سودمند جهت استفاده انسان بوده ، كه براي نيل به اين هدف اطلاع از نحوه برخورد و رفتار او در درون اين فضاها بسيار اهميت دارد . مبلمان ، نور ، رنگ ، عملكرد ، حريم ، احساس ، نحوه استفاده و بطور كلي همة ابعاد كمي و كيفي و رفتار انسان در درون هر فضا «سناريو» ي اين فضا را تعيين مي كند .
در اين مقاله ، سعي شده است به اين پرسش پاسخ داده شود كه تعريف فضا چيست؟ فضا در معماري چه مفهومي دارد؟ انواع فضا كدام است ؟
و در نهايت پاسخ به پرسش نهايي : فضاي معماري چه نوع فضايي بايد باشد و خصوصيات آن چيست ؟
1-فضا چيست؟
«ذرات فضا چيزي را باز مي نماياند كه فضا مي خواهد باشد.» لوئي كان
نزديكترين تعريف براي فضا ، به نظر مي رسد چنين است كه فضا را خلائي در نظر بگيريم كه مي تواند شي را در خود جاي دهد و يا از چيزي آكنده شود .
فضا در واقع چيزي نيست كه تعريف دقيق داشته باشد ، اما قابل اندازه گيري است . ارسطو اولين متفكر اروپايي باستان ، فضا را قابل قياس با ظرف مي داند كه جايي خالي است و براي وجود داشتن بايد پيرامون آن محصور باشد ، يعني ارسطو براي فضا نهايتي در نظر مي گيرد .
بر عكس اين تعبير را جيوردانو برونو (Giordano Bruno) در قرن شانزدهم ارائه مي‌دهد . (با استناد به نظريه كپرنيك) . به عقيده او فضا از طريق جداره ها درك مي‌شود و مجموعه اي از روابط ميان اشياء است و نيازي نيست كه از همه سمت محصور باشد و يا به تعبيري همواره نهايتي داشته باشد . محيط و خصوصاً معماري در مجموعه اي از سيستم هاي فضايي كم و بيش پيچيده است كه بر يكديگر تاثير مي‌گذارند . هر چه ساختار فضايي اين ارتباطات ساده تر باشند درك آن به عنوان يك كليت ساده تر است و به عكس ، پيچيدگي در نظم آن باعث مي شود تا نگاه ما بيشتر به دنبال ساختار و ريز نقش آن باشد . بشر از همان ابتدا نيازمند فضايي است كه او را در مقابل تاثيرات محيط حفظ كند . بنابراين اين فضا چون نقطه شروع انسان براي شناخت محيط است داراي ارزش خاصي مي باشد .
اين فضا مركزي است كه بر مبناي آن تمامي ارتباطات فضايي شكل يافته و سنجيده مي شوند از يك سو ساخت و پرداخت اين فضا وابسته با امكانات فني انسان است و از سويي ديگر گوياي حالات و روحيات سازنده آن مي باشد . لويي كان اين نكته را چنين بيان مي كند : «ذرات فضا نه تنها روح زنده است بلكه فضا نمودي است از نياز بشر نسبت به وجود.»
اين نوع مشخص از وجود داشتن و هم از اين طريق ، روح حاكم بر ساختار و پردازش فضا در طول زمان هميشه متغير بوده و تابعي از فرهنگ مي باشد .
در فرهنگ اروپا ، در طول تاريخ آن سه نوع نگرش كاملاً متفاوت نسبت به فضا قابل بررسي است . نخستين آن همزمان با دوران شكوفائي تمدن و فرهنگ بين النهرين ، مصر و يونان مي باشد . معماري اين دوره به صورت مجسمه بوده كه مي بايست درخشش آن در تمامي فضاي بي پايان جلوه گر باشد و ارتباطي با كهكشان برقرار سازد . نقش فضاهاي داخلي در اين دوره نقشي ثانويه بوده و به آن چندان توجهي نمي شده است . (عناصر تشكيل دهندة فضا به مراتب مهمتر از خود فضا بودند.) به عكس معماري يونان كه نوعي «مجسمه سازي» بود در معماري رومي تبديل به «فضا‌سازي» گرديد . براي اولين بار در اين معماري ، براي كاربري هاي گوناگون ، فضاهاي متفاوت در نظر گرفته شد . فضاي داخلي پرداخته تر و فعال تر گرديد و از اين طريق نقش اول را در معماري بر عهده گرفت .
شروع دوران سوم را مي توان آغاز قرن حاضر است . فضا در اين دوره ديگر محفظه‌اي محصور و بسته نيست ، بلكه به يك حوزه يا پهنه تبديل مي شود . به اين ترتيب است كه رابطه بين فضاي داخل و فضاي خارج نيز متحول مي گردد .

دانلود تحقیق فضا در معماری

قیمت : 2000 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]









تبلیغات