تحقیق در مورد اخلاق و ادب
صفحه اصلی بازاریابی و همکاری در فروش راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » تاریخ و ادبیات  »  تحقیق در مورد اخلاق و ادب

دانلود تحقیق در مورد اخلاق و ادب مقاله اخلاق و ادب سوره ی اخلاق و ادب تحقیق در مورد اخلاق و ادب فرق اخلاق و ادب تفاوت اخلاق و ادب فرق بین اخلاق و ادب ادب و اخلاق نیکو سوره اخلاق و ادب حدیث در مورد اخلاق و ادب اخلاق و ادب اسلامی

Research ethics and literature

 

مقدمه
در اين نوشتار سعي بر آن شده که اخلاق  از جنبه ديگر مورد بررسي قرار گيرد. زشت (قبح) و زيبا (حسن) بودن، خوب و بد بودن دو مقوله اي جدا از هم هستند که متفکران و دانشمندان به آن پرداخته اند. ديدگاه مورد بررسي در اين نوشتار چهار قوه آدمي است. اين چهار قوه هر کدام سعي دارند تا رفتار و منش هاي انساني را بر طبق خواسته ها و نيازهاي خود در آورند و شخصيت و رفتار و منش وجود آدمي را در جهت ارضاء نيازها و خواسته هاي خود شکل بدهند. آنها با در بند کشيدن عقل سعي بر آن دارند تا اعمالي را که از آدمي سر مي زند توجيه کنند و آنرا موجه جلوه دهند و علتي را براي آن بيابند تا مورد ذمّ و سرزنش قرار نگيرند. و اگر وجداني دارند پيش وجدان خويش شرمگين نباشند. آدمي موجودي متفکر آفريده شده است اين تفکر از زماني آغاز مي شود که آدمي در خود نياز به خواستن، دانستن و تغيير دادن، حس مي کند. اين نياز در آدمي مي تواند از سر خواست و اميال دروني يا از سر کنجکاوي و دانستن بيشتر باشد. اما جنبه مهم ديگر آنست که آدمي براي تغيير دادن اوضاع و احوال خويش فکر مي کند. مغز ابزاري براي انديشيدن، انباري براي حفظ آموخته ها و کنترل بدن مي باشد. مغزي که از آگاهي خالي باشد قاعدتا درست نمي تواند فکر کند و يا اينکه در آن زمينه اصلا نمي تواند فکر کند. و فرد، براي انديشيدن آزاد نيست بلکه اين خواسته ها و دانشهاي او هستند که حد تفکر او را معين  مي کنند. مثلا فردي که از قوانين کيهان شناسي اطلاعي ندارد هيچگاه در مورد سياهچاله و يا دماي درون آن فکر نمي کند، زيرا او اصلا خبر ندارد که چنين چيزي هست!. ولي اگر فرد در فکر خود سيستمي را طراحي کند و در جهت به نتيجه رساندن آنچه که در ذهن خود طراحي کرده،  بکوشد دست به کار عظيمي زده است و اگر فرضي را که براي خود قائل شده بود، تحقق يابد او يکي از نوابغ خواهد بود.

انسان جداي از دانستن و پنداشتن بايد نحوه درست (منطقي) فکر کردن و روش انديشيدن را بداند تا بتواند به نتيجه مطلوب برسد. همچنين از خطاهاي فکري و اشتباهات آن مطلع باشد و بتواند آنها را پيدا و اصلاح کند. در نظر بگيريد که شخصي مي خواهد در مورد موضوع الف فکر کند. او در ابتدا بايد دانش و بينش خود را در اين زمينه تا حد مطلوب کثرت ببخشد سپس نحوه بکار بستن اين علوم را بداند و از آفاتي که در استنتاج نتايج دخيل هستند آگاه باشد و نحوه مقابله با آنان را بداند. و قدرت تحليل نتايج را داشته باشد که آيا نتيجه حاصله همان نتيجه مطلوب است يا خير. تعقل بايد آزادانه باشد و اين همان چيزي است که قرآن به ما مي آموزاند.

منظور آزادي سياسي نيست  منظور، آزادي عقل از بيماري‌هاي روحي مثل نخوت، تكبر و خودخواهي و امثال آنهاست. انساني كه داراي چنين عقل آزادي است هم مي‌تواند به درستي تفكر كند و هم مي‌تواند مانند انساني آزاده در جامعه نقش‌آفرين باشد تنها يک فکر آزادانه مي تواند محصولي مطلوب و در خور جامه آدميت بدهد.
فکر آدمي نتيجه ارزشي است که براي خود قائل شده است. و اين ارزش را در نتايج فکري او مي توان ديد. ارزش انسان از تفکر او نتيجه مي گيرد نه از مدرک، شغل، لباس، مال، زيبايي و …………. . اين را مردمان بايد بدانند : عملي که از انسان سر مي زند اگر پشتوانه فکري صحيح نداشته باشد هيچ ارزشي ندارد.

انسان بناي بر ارزشي که براي خود قائل مي شود فکر مي کند و نتيجه آنرا در عمل بيروني که انجام مي دهد نشان مي دهد. هر مقام ادبي دارد و هر ادب ارزشي. اخلاق هر مقام عبارتست از ادب متناسب با آن مقام به عبارت ديگر اخلاق يعني ادب مقام. اخلاق و ادب متناسب با آن ارزش فرد و عمل را مشخص مي کند.  ادب و اخلاق را مي توان معادلي براي فرهنگ دانست.  ارزش زن بودن، ارزش مرد بودن، ارزش جنگ، ارزش صلح، ارزش قضاوت، ارزش دوستي و …. . مثلا ارزش زن بودن به آن نيست که زن بخواهد رفتاري را داشته باشد که مرد دارد و همچنين است براي ارزش مردي، بشر امروزي عفت خود را به پاي رسيدن به نيازهاي شهواني و عزّتي خود ساخته و کاذب گردن مي زند. و اين عين بي فکري است. دستورات اخلاقي بالاتر از قراردادهاي اجتماعي هستند. ارزش هايي که براي هر مقام تعريف مي شود مي توان با قضاوتي منصفانه و با بهره گيري از منابع معرفتي آن را به داوري گذاشت. در اين حالت ارزشي را که انسان براي خود قائل شده است مي توان دريافت. علايق هر شخص با توجه به ذات هر شخص و نتيجه خواسته هاي او شکل مي گيرد و از نظر او اين خواسته ها حق او و زيبا هستند. مثلا انسان امروزي رابطه هم جنس گرايي را حق خود مي داند.! و در توجيه اين کار، از قانون حقوق بشر مدد مي گيرد. قوانين حقوق بشر انسان را از منظر علم جانورشناسي مورد بررسي قرار داده است. منبع معرفتي علوم تجربي، انسان را از منظر يک جانور مي نگرد و او را از لحاظ علم جانور شناسي بررسي مي کند. اما منبع وحي انسان را خليفه الله معرفي مي کند. و تنها ملاک ارزشي را براي انسان تقواي او معرفي مي کند. ويژگي هاي انسان با تقوا را مي توان از قرآن دريافت. انساني که براي خود ارزشي قائل نمي شود به واقع نمي توان آنرا آدم ناميد، او تنها داري ويژگي جانوري است و از منظر جانور شناسي به او نگريسته مي شود.  در ادامه چگونگي تعقل آزادانه را به اختصار بررسي مي کنيم.

فهرست مطالب
مقدمه
قواي چهارگانه
توفيق ادب
گستاخي در زندگي
بحث
خلوص نيت
اصلاح عناوين و کلمات
نگرشي بر رفتار و نيت
عوامل اخلاقي تمدن
اخلاق و عفت
منابع

تحقیق در مورد اخلاق و ادب

قیمت : 2500 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]









تبلیغات